محمد على مجاهدى

337

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

داشته است . از تاريخ تولد و درگذشت او اطلاعى در دست نيست . در تذكرهء مدينة الادب تأليف محمد على مصاحبى نائينى ( عبرت ) ج 1 ، ص 204 تا 207 مختصرى از شرح احوال و آثار او آمده و آقاى محمود هدايت در گلزار جاويدان ج 1 ، ص 18 چند سطرى به شرح احوال و نمونه‌اى از آثار او اختصاص داده است . سبك شعرى آشوب آشتيانى در قصيده از سبك خراسانى بهره گرفته و در تركيب چهارده بند عاشورايى خود از آميزهء سبك عراقى و سبك خراسانى سود جسته است . دامنهء تأثير آثار عاشورايى از آشوب آشتيانى يك تركيب چهارده‌بندى در رثاى خامس آل عبا در دست است كه در زمرهء آثارى موفق عاشورايى در دورهء قاجاريه به شمار مىرود و همان‌گونه كه در اين تذكره بارها خاطرنشان ساخته‌ايم ، اهتمام شعراى آيينى به آفرينش آثار ماتمى خصوصا تركيب‌بندهاى عاشورايى ، به تكامل تدريجى شعر عاشورا در زمانهء ما انجاميده است و آشوب آشتيانى يكى از همين چهره‌هاى ناشناخته و گمنام است كه آثار آيينى او در نزد خواص داراى منزلتى درخور بوده است . برگزيدهء آثار عاشورايى تنها يك تركيب‌بند عاشورايى از آشوب آشتيانى در رثاى سالار شهيدان در اختيار داريم . از اين تركيب چهارده‌بندى مىتوان به توانايى او در آفرينش آثارى منسجم و فاخر پى برد . چهارده‌بند [ 1 ] دى چون هلال ماه محرّم شد آشكار * پژمرده چون فلك‌زدگان ، لاغر و نزار گيتى برون نمود ز تن ، كسوت حرير * پوشيد جامهء سيه و ، گشت سوگوار گردون فشاند خاك سيه بر سر و ، رُبود * از فرق خويش و زد به زمين تاج زرنگار بگريست در عزاى حسين آسمان و ، ريخت * از ديده ، ز اشك انجم بس درّ شاهوار با ناخن هلال خراشيد رخ ، فلك * خون شفق ز چهره فرو ريخت در كنار از كهكشان به گردن خود چرخ در فكند * شال عزا و ، گشت ز اندوه بيقرار تب لرزه اوفتاد در اركان نه سپهر * پر شد ز انقلاب ، همه روى روزگار